عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 53
عوارف المعارف ( فارسى )
فترت و كسالت راه بديشان نزند . ( ص 51 ) ج - « هر به » به معنى « در هر » : ابراهيم ادهم - رحمة اللّه عليه - در جامع بصره معتكف بود و هر به سه شبانروز افطار كردى . ( ص 76 ) د - « به » براى بيان جنس يا تخصيص : قومى باشند كه . . . خداوند تبارك و تعالى بدوست بندگان كنند و بندگان را بدوست بارى سبحانه و تعالى كنند . ( ص 33 ) و كاربردى نظير آن : ابراهيم ادهم - رحمة اللّه عليه - گفته است : هر كس كه به عادت كرد كه مجالست و مخالطت زنان كند و در مباشرت سعى كند ، از او فلاحى نيايد . ( ص 87 ) ه - پيش از فعل مضارع اخبارى : يكى از حاضران گفت : چرا جامه بنشورى ؟ ( ص 46 ) و - به معنى « براى » : جبرئيل پيراهنى از حرير سفيد از بهشت به وى آورد . ( ص 44 ) ز - به جاى « از » : توقّع مىدارد به سالكان با ارادت و طالبان مناهج سعادت . . . ( ص 2 ) 2 . موارد استعمال « را » الف - به معنى « براى » : حق تعالى تأديب ايشان را ، اين آيت فرستاد . ( ص 164 ) ب - براى فكّ اضافه : اگر ميلان روحى بر او غالب باشد ، بدان مشغول شود كه او را به كار آيد در وقت گرفتارى .